بالاخره سحر تونستم بلندشم و روزه بگیرم. حجمی از حوادث و خاطرات بر سرم آوار شده. کاری نمیشه کرد جز خموشی. به قول آقامون حافظ بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود ... نمیخوام بیشتر از این شخم بزنم ذهنم و درموردش بنویسم و این بار ته کلامم نقطه میذارم به جای سه نقطه همیشگی.
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری