
در تمام طول این سفر اگر
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری
"ببین اگه بودی هیچکدوم از این اتفاقا نمیافتاد" این جمله سلیمانی هی میخونم و هی یادت میافتم. واقعا این حرف واقعیه! فکر میکردم توی این عذاب دست کم خودم و خودم اما این جمله و حرفهایی که به گوشم رسیده...
نمیدونم شاید حق با همون دوست قدیمی باشه که میگفت خودت نذار جای نویسنده و پیامها رو به خودت ربط نده...
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری
ی وقتایی آدم واقعا منظوری پشت حرفاش و کاراش نیست ولی خب طرف مقابل تا منظور پیدا نکنه آروم نمیگیره. آزار داریم همگی. ی مشت انسان مشکوک به عالم و آدم دور هم جمع شدیم ...
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری

+ خوشحالم میری سرکار میدونی چرا؟
- چرا؟
+ دیگه زیاد وقت نمیکنی نق نق کنی![]()
- ![]()
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری
حالم نه خوبه و نه بد. سردرگمم. خستهام حتی وقتی بیدار میشم. نیاز به ی سفر دارم. ی سفر از جنس رها شدن. شاید ی سفر با ی دوست. فک میکنم چیزی که بهش نیاز دارم همین باشه. خدارو چه دیدی شاید محقق شد...
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری
آهنگ 10:10 رستاک یکی از همون آهنگ لعنتیاست که باید بگم اوصیکم به شنیدنش ...
*چقدر دوست دارم غم حالتو*
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری
وقتی نه دوست داشته میشی و نه دوست داری چه دلیلی دیگه واسه زندگی کردن باقی میمونه؟ چرا باید اکسیژن حروم کنی؟ شاید خیلی ها هزار دلیل بیارن اما از نظر من همه اون دلایل کشکن. وقتی دوست داشتن رخت بست و رفت باید تعجیل کرد واسه مردن. حالا هی هر روز از خواب بیدارشو و لبخند به بقیه تحویل بده. والله که پوچه این زیستن...
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری
بالاخره سحر تونستم بلندشم و روزه بگیرم. حجمی از حوادث و خاطرات بر سرم آوار شده. کاری نمیشه کرد جز خموشی. به قول آقامون حافظ بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود ... نمیخوام بیشتر از این شخم بزنم ذهنم و درموردش بنویسم و این بار ته کلامم نقطه میذارم به جای سه نقطه همیشگی.
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری
برچسب:
نویسنده: الینا جعفری